عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

124

كشف الحقايق ( فارسى )

هرگاه كه سالك سير الا الله ( كذا - ظ : الى الله ) نمود طلب حق ديگر تحصيل حاصل باشد و بطلب كمال كه سير فى الله است مىبايد كه مشغول باشد كه تا بصفات حق موصوف گردد . و بعضى گفته‌اند كه طلب كمال نيز از سالك برخيزد كه اگر طلب كمال برنخيزد بلوغ آدمى را وجود نباشد و به نزديك اهل تصوف بلوغ آدمى را وجود هست و بعضى بالغان و اهل كمال بوده‌اند پس بر اين تقدير ممكن باشد كه از آدميان ذات و صفات خدا را بشناسد « 1 » و شيخ المشايخ سعد الدين حموى قدس الله روحه العزيز از سر همين فرموده است كه علم محمد بذات و صفات خداى چنان بود كه علم خداى بذات و صفات خداى تعالى و تقدس « 2 » . « 3 » بدانكه بعضى مىگويند كه بلوغ آدمى را وجود نيست از جهت آنكه سلوك نهايت ندارد كه سلوك عبارت از ترقى و طلب كمالست و آدمى در هر مقامى كه باشد البته مقامى ديگر فوق آن مقام باشد از جهت آنكه عظمت و بزرگوارى خداوند را حد و نهايت نيست و چون همچنين باشد سلوك سالك هرگز به نهايت نرسد . و بلوغ آدمى را وجود نباشد و از اينجاست كه بعضى گفته‌اند كه ممكن نيست كه آدمى در هر كارى كه باشد در آن كار طلب زيادتى نكند مثلا اگر بازرگانست و هزار دينار دارد هزار ديگر مىخواهد و اگر مزارعست و يك مزرعه دارد مزرعهء ديگر مىجويد اگر طالب علمست ( و ) علم بسيار دارد علم ديگر مىطلبد و اگر سالكست و مقامات عالى دارد مقام ديگر مىخواهد و اين چيزى فطرى و خلقتيست و چون فطرتى و خلقتى باشد هرگز از آدمى برنخيزد و از اينجا گفته‌اند كه آدمى در هر كمالى كه باشد به نسبت ناقص باشد . اى درويش عمر آدمى كوتاهست و انواع علوم بسيارست و علمهاى مختلف بىشمارست تو به قدر همت خود و طاقت خود در كار باش و بيقين مىدان كه آنچه حكما دانسته‌اند نسبت به‌آنچه اوليا دانسته‌اند قطره و بحرست و آنچه اوليا دانسته‌اند نسبت به‌آنچه انبياء دانسته‌اند نيز همچنان و آنچه انبيا دانسته‌اند نسبت به‌آنچه رسولان دانسته‌اند نيز همچنان و آنچه رسولان دانسته‌اند نسبت

--> ( 1 ) - چنان كه ذات و صفات خداى است ( 2 ) - كه علم محمد بذات و صفات همچنانست كه علم خداى است بذات و صفات خداى تعالى ( 3 ) - فصل